بعد از رسانه اي شدن خبر عمل جراحي رهبر دلنوشته هاي زيادي در فضاي مجازي منتشر شد. پايگاه اطلاع رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله خامنه اي هم در اقدامي صفحه اي را در اين پايگاه راه اندازي كرد با عنوان: اگر به عيادت رهبر مي رفتم..... تا از اين طريق مرد

متن كامل اين مطلب را مي توانيد در اينجا مشاهده كنيد

دسته ها : مذهبي فرهنگي
پنج شنبه بیستم 6 1393 6:53 صبح
دسته ها : سياسي
شنبه چهارم 5 1393 11:25 صبح

"آر پي" چيست؟



" آرپي" نام گروهي از بيماري‌هاي چشمي ارثي است كه شبكيه را مبتلا مي‌كند. كاهش ديد در بيماري آرپي تدريجي اما پيشرونده است و معمولا افراد مبتلا اين بيماري ديد خود را بطور كامل از دست نمي‌دهند.

به گزارش ايسنا، دكتر محمدرضا اخلاقي - فلوشيپ بيماري‌هاي شبكيه چشم با بيان اينكه آرپي يك بيماري چشمي است كه درآن شبكيه چشم ملتهب مي‌شود، اظهار كرد: شبكيه بافت حساس به نور چشم است و در صورتي كه ديد بيمار كاهش يابد و مواد رنگدانه‌اي چشم ته نشين شوند فرد به آرپي مبتلا شده است.

وي با اشاره به اينكه در باور عمومي به آرپي "شب كوري" گفته مي‌شود، افزود: بيماري آرپي يك بيماري ارثي است و انواع مختلفي دارد به طوري كه در برخي موارد ممكن است در خانواده‌اي به صورت غالب 50 درصد فرزندان به اين بيماري مبتلا شوند.

اين عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي اصفهان با اشاره به اينكه درحال حاضر عوامل ارثي متفاوتي در بروز بيماري آرپي نقش دارند، اضافه كرد: اغلب علت اصلي اين بيماري كاهش توانايي شبكيه در مقابل نور است و توانايي واكنش در مقابل نور را ندارد و در نتيجه آسيب مي‌بيند.

اخلاقي با بيان اينكه بيماري آرپي يك بيماري نسبتا شايع است، گفت: بر اساس اطلاعات گذشته حدود يك نفر از هزار نفر به اين بيماري مبتلا مي‌شوند و از نشانه‌هاي بارز اين بيماري پيش‌رونده بودن آن است به طوري كه كه ابتدا ديد فرد طبيعي است اما به تدريج علام اوليه بينايي فرد در نور كم، كاهش مي‌يابد.

وي تصريح كرد: ممكن است بيمار در روز مشكلي در بينايي نداشته باشد اما به تدريج با پيشرفت بيماري ديد بيمار به ندرت كاهش مي‌يابد.

اين فلوشيپ بيماري‌هاي شبكيه چشم با بيان اينكه سن ابتلا به آرپي متفاوت است، خاطرنشان كرد: اين بيماري انواع مختلفي دارد و ممكن است فردي در جواني و ديگري در ميانسالي به آن مبتلا شود و تنها در يك نوع از آرپي نوزاد در بدو تولد با ديد كم به دنيا مي‌آيد.

مبتلايان به آرپي عضو فعال جامعه هستند

اخلاقي درخصوص اينكه آيا بينايي بيماران پس از ابتلا به آرپي به صورت كامل از بين مي‌رود، گفت: اين بيماران به صورت كامل نابينا نمي‌شوند و تنها در نور كم قدرت بينايي كاهش مي‌يابد به طوري كه عملكردهاي معمول اين بيماران با اختلال رو به رو مي‌شود.

وي با اشاره به اينكه آرپي يك بيماري ژنتيكي است كه در هرسني امكان ابتلا به آن وجود دارد، افزود: بروز آرپي در افرادي كه اين بيماري به صورت مادرزادي در آنها نهفته است در هر سني امكان دارد.

اين عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي اصفهان با تاكيد بر اينكه در حال حاضر درمان قطعي براي معالجه بيماري و يا جلوگيري از پيشرفت آرپي وجود ندارد، تصريح كرد: البته با ساخت شبكيه‌هاي مصنوعي مي‌توان حداقل ديد و بينايي را براي بيماران فراهم كرد اما ساخت اين شبكيه‌ها هنوز حالت تجاري پيدا نكرده است.

اخلاقي با اشاره به اينكه مناسب‌ترين روش تشخيص بيماري آرپي، معاينه داخلي چشم است، گفت: اگرچه اين بيماري در اغلب موارد موجب از كارافتادگي فرد مي‌شود اما مي‌توان با آگاهي دادن به بيماران، آن‌ها را براي سازگاري با شرايط جديد آماده كرد.

وي خاطرنشان كرد: اگرچه افراد مبتلا به آرپي با كاهش ديد و بينايي فعاليت‌هاي خود را انجام مي‌دهند اما عضو فعال جامعه محسوب مي‌شوند. 
http://www.tabnak.ir/fa/news/399144/%D8%A2%D8%B1-%D9%BE%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA خلاصه
 خلاصه
دسته ها :
جمعه نوزدهم 2 1393 1:8 بعد از ظهر


دائم الوضو بودن توفيقي است كه اگر به لطف خدا شامل حال انسان شود؛ داراي آثار و بركاتي فراوان مي باشد. وضو بر وضو توجه انسان را نسبت به خداوند بيشتر مي نمايد و راه ذكر قلب را بر انسان مي گشايد

متن كامل اين مطلب را مي توانيد در اينجا مشاهده كنيد

دسته ها : مذهبي فرهنگي
جمعه نوزدهم 2 1393 12:24 صبح


افسران - فدك چيست


پرسش شما را در دو بخش پاسخ مي گوييم:

 

الف) موقعيت جغرافيايي فدك :

فدك دهكده اي در شمال مدينه بود كه تا آن شهر دو يا سه روز راه فاصله داشت.(1) اين دهكده در شرق خيبر و در حدود هشت فرسنگي(2) آن واقع بود و ساكنانش همگي يهودي شمرده مي شدند. امروزه فاصله خيبر تا مدينه را حدود 120 يا 160 كيلومتر ذكر مي كنند.(3)

 

ب) فدك و رسول خدا(صلي الله عليه و آله ) :

در سال هفتم هجرت، پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله ) براي سركوبي يهوديان خيبر كه علاوه بر پناه دادن به يهوديان توطئه گر رانده شده، از مدينه به توطئه و تحريك قبايل مختلف عليه اسلام مشغول بودند، سپاهي به آن سمت گسيل داشت و پس از چند روز محاصره دژهاي آن راتصرف كرد.

پس از پيروزي كامل سپاه اسلام - با آن كه اختيار اموال و جان هاي شكست خوردگان همگي در دست پيامبر(صلي الله عليه و آله ) قرار داشت -رسول خدا(صلي الله عليه و آله ) با بزرگواري تمام، پيشنهاد آنان را پذيرفت و به آن ها اجازه داد نصف خيبر را در اختيار داشته باشند و نصف ديگر از آن مسلمانان باشد. بدين ترتيب، يهوديان در سرزمين خود باقي ماندند تا هر ساله نصف درآمد خيبر را به مدينه ارسال دارند.

با شنيدن خبر پيروزي سپاه اسلام، فدكيان كه خود را همدست خيبريان مي ديدند، به هراس افتادند؛ اما وقتي خبر برخورد بزرگوارانه پيامبر(صلي الله عليه و آله ) با خيبريان را شنيدند، شادمان شدند و از رسول خدا(صلي الله عليه و آله ) خواستند با آنان همانند خيبريان رفتار كند. پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله ) اين درخواست را پذيرفت.(4)

 

ج) تفاوت فقهي حكم خيبر و فدك :

رفتار رسول خدا درباره فدك و خيبر يكسان مي نمايد؛ ولي اين دو سرزمين حكم همسان ندارند. مناطقي كه به دست مسلمانان تسخير مي شود، دو گونه است:

1 . مكان هايي كه با جنگ و نيروي نظامي گشوده مي شود. اين سرزمين ها كه در اصطلاح «مفتوح العنوة» (گشوده شده با قهر و سلطه) خوانده مي شود، به منظور تقدير از تلاش جنگجويان مسلمان در اختيار مسلمانان قرار مي گيرد و رهبر جامعه اسلامي چگونگي تقسيم يا بهره برداري از آن را مشخص مي سازد.(5) منطقه خيبر، جز دو دژ آن به نام هاي «وطيح» و «سلالم»، (6) اين گونه بود.

2 . مكان هايي كه با صلح گشوده مي شود؛ يعني مردم منطقه اي با پيمان صلح خود را تسليم مي كنند و دروازه هاي خود را به روي مسلمانان مي گشايند. قرآن كريم اختيار اين نوع سرزمين ها را تنها به رسول خدا(صلي الله عليه و آله ) سپرده است(7) و مسلمانان در آن هيچ حقي ندارند.

فدك و دو دژ پيش گفته خيبر اين گونه فتح شد. بنابراين، ملك رسول خدا(صلي الله عليه و آله ) گشت. طبري مورخ بزرگ مي گويد: «و كانت فدك خالصة لرسول الله(صلي الله عليه و آله ) لانهم لم يجلبوا عليها بخيل و لا ركاب؛(8) فدك ملك خالص پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله ) بود. زيرا مسلمانان آن را با سواره نظام و پياده نظام نگشودند.»

 

د) ارزش اقتصادي فدك :

درباره ارزش اقتصادي فدك بسيار سخن گفته اند . برخي از منابع شيعي درآمد ساليانه آن را بين بيست و چهار هزار تا هفتاد هزار دينار نوشته اند(9) و برخي ديگر، نصف درآمد ساليانه آن را 24هزار دينار نگاشته اند. ابن ابي الحديد معتزلي(10) از يكي از متكلمان امامي مذهب چنان نقل مي كند كه ارزش درختان خرماي اين ناحيه با ارزش درختان خرماي شهر كوفه در قرن هفتم برابر بود.(11)

به نظر مي رسد مي توان تا حدودي ارزش واقعي اقتصادي آن را از يك گزارش تاريخي زمان خلافت عمربن خطاب دريافت. وقتي خليفه دوم تصميم گرفت فدكيان يهودي را از شبه جزيره عربستان اخراج كند، دستور داد نصف فدك را كه سهم آنان بود، از نظر زمين و درختان و ميوه ها قيمت گذاري كنند. كارشناسان ارزش آن را پنجاه هزار درهم تعيين كردند و عمر با پرداخت اين مبلغ به يهوديان فدك، آن ها را از عربستان بيرون راند.(12)

بنابراين، مي توان ارزش اقتصادي فدك در زمان رسول خدا(صلي الله عليه و آله ) و ابوبكر را چيزي نزديك به اين مقدار دانست.

 

اختلاف حضرت زهرا (سلام الله عليها) با حكومت بر سر فدك چگونه بود؟

گزارش هاي منابع شيعي و سني نشان مي دهد حضرت زهرا (سلام الله عليها) و حكومت هر يك دو ادعا درباره فدك داشتند.

الف) ادعاهاي حضرت زهرا(سلام الله عليها) :

چنان كه نزد شيعيان مشهور است، حضرت زهرا (سلام الله عليها) فدك را ملك خود مي دانست و براي اثبات مالكيت خود دو راه را به صورت طولي پيمود؛ يعني وقتي از راه اول نتيجه نگرفت سراغ راه دوم رفت.(13) اين دو راه عبارت است از بخشش و ارث.

1 . بخشش(نحله) :

عمده منابع شيعي و نيز منابع متعدد اهل سنت اين نكته را بيان مي كنند كه نيمي از فدك در سال هفتم هجري به ملكيت شخص پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله ) درآمد و پيامبر(صلي الله عليه و آله ) - طبق آيه «و آت ذالقربي حقه؛(14) حق خويشان خود را بپرداز» - آن را به حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) بخشيد.(15)

حضرت فاطمه(سلام الله عليها) پس از پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله ) براي اثبات اين ادعا حضرت علي(عليه السلام) و ام ايمن را گواه قرار داد. حكومت سخن حضرت زهرا(سلام الله عليها) را نپذيرفت و با اين بهانه كه اولاً حضرت علي(عليه السلام) در اين گواهي صاحب نفع است و ثانياً - حتي اگر شهادت علي(عليه السلام) پذيرفته شود - در اثبات امور مالي گواهي دو مرد يا يك مرد و دو زن لازم است، گواهي امام علي(عليه السلام) و ام ايمن را رد كرد.(16)

نقد راي دستگاه خلافت :

كردار حكومت از نظر قوانين و سنت اسلامي مردود است؛ زيرا:

1 . در آن زمان فدك در دست حضرت فاطمه(سلام الله عليها) بود . در آيين دادرسي پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله ) - البينة علي المدعي و اليمين علي من انكر شاهد آوردن وظيفه مدعي و سوگند خوردن وظيفه منكر است. پس حضرت منكر به شمار مي آمد و بايد سوگند مي خورد ديگري در اين ملك حقي ندارد.

2 . با توجه به آيه تطهير(17) كه مفسران شيعه و سني شان نزول آن را درباره اهل بيت پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله ) مي دانند،(18) اهل بيت آن حضرت(عليه السلام) از هرگونه رجس و پليدي دورند؛ و بديهي است كه مصداق اين آيه نمي تواند ادعاي نادرست مطرح كند.

3 . محدثان شيعه و سني بر اين نكته اتفاق دارند كه پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله ) درباره حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) فرمود: «ان الله يغضب لغضبها و يرضي لرضاها؛(19) خداوند براي خشم فاطمه خشمگين و براي خشنودي اش خشنود مي شود.» اين جمله كه حكومتگران نيز آن را شنيده بودند، نشان مي دهد فاطمه(سلام الله عليها) در همه شؤون زندگاني اش جز در مسير خداوند گام بر نمي دارد و بي ترديد چنين فردي هرگز ادعاي دروغ بر زبان نمي راند.

4 . شاهد ادعاهاي حضرت زهرا(سلام الله عليها) شخصيتي مانند علي(عليه السلام) است كه با آياتي چون «آيه ولايت»(20) و آيه تطهير تاييد گرديده و در آيه مباهله به منزله نفس پيامبر(صلي الله عليه و آله ) مطرح شده است.(21) افزون بر اين، با بيشترين تاييدات از سوي پيامبر(صلي الله عليه و آله ) روبه رو است. تنها حديث «علي مع الحق و الحق مع علي يدور حيث ما دار؛(22) علي با حق است و حق با علي است و حق بر محور علي مي گردد.» براي اثبات درستي گفتار و كردارش كافي است.

اين روايات در جامعه آن روز شايع بود و مسلماً حكومتگران با آن ها آشنا بودند. بي ترديد ردكردن شهادت چنين گواهي نشان دهنده بي اعتنايي به آيات و روايات و يا دست كم ناآگاهي از آن ها است. راستي آيا روا است تصور كنيم شخصيتي كه از آغاز اسلام همه هستي اش را خالصانه در طبق اخلاق گذاشته و به درگاه خداوند پيشكش كرده است، بخواهد به سود همسرش گواهي دهد.

آيا مي توان كسي را كه در طول زندگاني اش از دنيا به حداقل اكتفا و اموال خود را عمدتاً وقف كرده است، به دنياطلبي و گواهي دروغين متهم كرد؟

5 . در ميان اصحاب پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله ) به نام خزيمة بن ثابت مي خوريم كه به جهت شدت ايمانش پيامبر(صلي الله عليه و آله ) او را به لقب «ذوالشهادتين » مفتخر كرد و گواهي اش را با گواهي دو شاهد برابر شمرد.(23)

اگر پيامبر(صلي الله عليه و آله ) شهادت چنين شخصي را در همه موارد با گواهي دو شاهد برابر دانست، چرا حاكم پس از او نمي تواند گواهي حضرت علي(عليه السلام) را كه به مراتب از «خزيمه » برتر است، با شهادت دو شاهد برابر بداند؟

6 . به گواهي حكومتگران، پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله ) «ام ايمن» را زن بهشتي معرفي كرد(24) واضح است چنين شخصيتي هيچ گاه گواهي دروغ نمي دهد.

در اين جا از نظر تاريخي پرسشي اساسي رخ مي نمايد: به راستي اگر پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله ) فدك را به حضرت فاطمه(سلام الله عليها) بخشيده بود، چرا آن حضرت(سلام الله عليها) نتوانست شاهدان بيشتر بياورد، با آن كه از نظر زمان حدود چهار سال (7 - 11ه) فدك در اختيار وي قرار داشت؟

در پاسخ به اين پرسش بايد ياد آور شد:

1 . گزارش هاي اين واقعه نشان مي دهد اين بخشش درون خانوادگي بوده و پيامبر(صلي الله عليه و آله ) صلاح نديد آن را آشكارا براي مردم اعلام كند. حضرت(صلي الله عليه و آله ) تنها افراد بسيار نزديك را بر اين امر گواه گرفت و حتي مصلحت نديد افرادي مانند عباس (عموي رسول خدا) و همسرانش را شاهد اين بخش قرار دهد.

مصالح اين امر را مي توان اموري چون متهم شدن به ترجيح خانواده، حسادت هاي درون خانوادگي يا بالا رفتن سطح توقع بعضي از همسران دانست.

2 . ممكن است جمعي از شاهدان، با توجه به حاكميت وقت، از شهامت لازم براي گواهي دادن بي بهره بودند؛ چنان كه اكثريت جامعه آن روز از ابراز نص غدير خم خودداري مي كردند.

3 . گزارش هاي اين واقعه نشان مي دهد حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) در زمان حيات پدر بزرگوارش - با توجه به اين كه در آمد فدك بسيار فراتر از نيازهايش بود، نياز جامعه مسلمان آن روز و عدم امكان حضور فعال حضرتش در تدبير اقتصادي آن سامان - اختيار آن را كلاً به پدر واگذار كرد تا خود هر گونه صلاح مي داند مازاد درآمد آن را مصرف كند. با اين واگذاري بسياري چنان پنداشتند كه تصرفات پيامبر(صلي الله عليه و آله ) در فدك تصرفاتي حاكمانه و به عنوان رهبر جامعه مسلمانان است، در حالي كه در واقع آن حضرت(صلي الله عليه و آله ) همه اين امور را به نحو وكالت تام الاختيار از جانب دختر گرانقدرش انجام مي داد.(25)

2 . ارث :

پس از آن كه حكومت شهادت گواهان حضرت(سلام الله عليها) را نپذيرفت، حضرت زهرا(سلام الله عليها) از راه ديگر وارد شد و از حكومت خواست ميراث پدرش را كه فدك نيز بخشي از آن است،(26) به او واگذار كند و در اين مورد به نص آيه قرآن درباره ارث متمسك شد: «يوصيكم الله في الولادكم للذكر مثل حظ الانثيين . . . ؛(27) خداوند به شمار درباره [ارث] فرزندانتان سفارش مي كند كه سهم پسر دو برابر دختر است . . . .»

ظاهر اين آيه عام است و انبيا و غير انبيا را شامل مي شود. ابوبكر در برابر اين آيه چنان استدلال كرد كه انبيا از خود ارث باقي نمي گذارند. حضرت زهرا(سلام الله عليها) فرمود: چگونه است كه هر گاه تو درگذشتي فرزندانت از تو ارث مي برند؛ اما ما از رسول خدا(صلي الله عليه و آله ) ارث نمي بريم؟!(28) آن گاه به آيات ديگر قرآن كه در موارد مختلف از ارث پيامبران گذشته سخن به ميان آورده است، تمسك جست؛ مانند آيه ششم سوره مريم و آيه شانزدهم سوره نمل. در آيه ششم سوره مريم، حضرت زكريا بيان مي دارد كه «خداوندا، من از خويشانم كه پس از من وارثانم خواهند شد، بيمناكم . . . پس فرزندي به من عطا كن كه از من و آل يعقوب ارث برد.»(29) در آيه شانزدهم سوره نمل از ارث بردن سليمان پيامبر، از پدرش داوود پيامبر سخن به ميان آمده است.(30) سؤالي كه در اين جا به ذهن مي رسد، آن است كه اگر حضرت زهرا(سلام الله عليها) مي توانست فدك را از طريق ارث به دست بياورد، بايد مي دانست پيامبراكرم(صلي الله عليه و آله ) وارثان شرعي ديگري به عنوان همسران دارد و فدك تنها از آن حضرت(سلام الله عليها) نمي گشت. پس چرا از ابوبكر مي خواهد تمام فدك را از طريق ارث به او واگذار كند؟

در پاسخ بايد گفت:

1 . حضرت(سلام الله عليها) تمام فدك را شرعاً از آن خود مي دانست و چون ادعاي بخشش او را نپذيرفتند، به ادعاي ارث متوسل شد.

2 . اگر آن را از راه ارث به او مي دادند، در اين هنگام طبق قانون ارث اسلام تنها 18 آن ميان تمام همسران پيامبر(صلي الله عليه و آله ) تقسيم مي شد (31) و 78 آن به حضرت(سلام الله عليها) مي رسيد . بنابراين، طبيعي مي نمود كه حضرت(سلام الله عليها) به جهت فراواني سهمش ادعاي خود را در ظاهر به صورت كلي بيان دارد.

ب) ادعاهاي حكومت!

حكومت در مقابل حضرت(سلام الله عليها) عمدتاً دو ادعا مطرح كرد:

1 . صدقه بودن فدك :

معناي اين عبارت آن است كه پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله ) فدك را به كسي نبخشيد و با آن به گونه صدقه جاريه برخورد كرد؛ يعني رسول خدا(صلي الله عليه و آله ) از درآمد فدك زندگاني شخصي حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) و ديگر بني هاشم را تامين مي كرد و مازاد آن را در راه خدا به مصرف مي رساند.(32)

از آن جا كه ابوبكر خود را جانشين مشروع پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله ) مي دانست، مي خواست با در اختيار گرفتن فدك، اين مشروعيت ادعايي را براي همگان به اثبات برساند و چنان اعتقاد داشت كه چشم پوشي از اين زمين نوعي خلل در مشروعيت حكومتش پديد مي آورد.

اين ادعا با چالش هاي زير روبه رو است:

1 . ظاهر آيه هفتم سوره حشر كه قبلاً به آن اشاره شد، آن است كه اين سرزمين از سوي خداوند ملك پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله ) قرار گرفت.

2 . روايات شيعه و سني بر اين نكته تصريح دارند كه بانزول آيه «و آت ذالقربي حقه» پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله ) اين زمين را به صورت بخشش به فاطمه زهرا(سلام الله عليها) واگذار كرد. جالب آن است در آيه از حق ذالقربي(خويشان نزديك) سخن به ميان آمده و آن را حق ايشان دانسته است.(33)

3 . حتي اگر ظاهر رفتار پيامبر(صلي الله عليه و آله ) چيزي غير از ملكيت و عدم بخشش را نشان دهد، وقتي شخصيتي مانند حضرت فاطمه(سلام الله عليها) به همراه شاهداني چون حضرت علي(عليه السلام) و ام ايمن ادعاي بخشش مي كنند بايد ادعاي آن ها بر ظاهر رفتار پيامبر مقدم شود.

4 . حتي اگر بپذيريم اين ملك در زمان پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله ) صدقه بود، لزوما معناي آن اين نيست كه حكومت جانشين پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله ) سرپرست اين صدقه خواهد بود؛ زيرا ممكن است آن را صدقه اي خانوادگي و در اصطلاح نوعي وقف خاص بدانيم كه متولي آن افرادي از خود آن خاندانند.

چنان كه طبق بعضي از گزارش هاي اهل سنت، عمر در زمان حكومت خود فدك را به حضرت علي(عليه السلام) و عباس واگذار كرد تا خود در ميان خود همانند پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله ) با اين سرزمين رفتار كنند.(34)

5 . حتي اگر تصرفات پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله ) راتصرفاتي حاكمانه بدانيم و معتقد باشيم آن حضرت به عنوان حاكم مسلمانان سرپرستي اين ملك را به عهده گرفت، بايد توجه داشت در آن زمان مهم ترين چالش ميان حكومت و اهل بيت(عليهم السلام) مشروعيت حكومت بود كه اهل بيت(عليهم السلام) آن را طبق نصوص پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله ) نمي پذيرفتند. در اين موقعيت، بديهي بود زير بار لوازم اين مشروعيت نيز نروند و به عهده گرفتن سرپرستي فدك از سوي حكومت را نپذيرند.

2 . حديث نفي ارث پيامبران :

منظور از اين حديث، روايتي است كه ابوبكر آن را از پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله ) چنين نقل كرد: «انا معاشر الانبياء لانورث ما تركناه صدقة؛(35) ما جماعت پيامبران از خود ارث باقي نمي گذاريم . هر چه از ما ماند، صدقه است».

درباره اين حديث بايد يادآور شد:

1 . تا آن زمان اين حديث را جز ابوبكر هيچ كس نشنيده بود. بسياري از محدثان نيز بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه راوي اين حديث تنها ابوبكر بود. البته بعدها پشتيباناني چون مالك بن اوس يافت و در دهه هاي بعد عمر، زبير، طلحه و عايشه نيز در شمار مؤيدان آن جاي گرفتند.(36)

2 . ابوبكر با نقل اين حديث ناقل سخن پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله ) بود و در طرف مقابل، حضرت فاطمه(سلام الله عليها) و حضرت علي(عليه السلام) و ام ايمن ناقل سخن و كردار پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله ) مبني بر بخشش فدك بودند. بديهي است باتوجه به فزوني شمار ناقلان در اين سمت و نيز شخصيت آن ها كه بيش ترين تاييدات را از سوي پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله ) دارايند، بايد قول آن ها بر قول ابوبكر مقدم شود.

3 . اين حديث با آيات متعددي از قرآن كه در آن ميراث انبيا مطرح شده است، منافات دارد و بديهي است نمي توان تنها با يك حديث در مقابل اين آيات صريح ايستادگي كرد.

4 . اگر طبق اين حديث معتقد شويم پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله ) هيچ گونه مالي به ارث نگذاشت، چگونه است كه طبق نقل اهل نت بعضي از اموال آن حضرت(صلي الله عليه و آله ) مانند وسايل شخصي و نيز حجره هاي آن حضرت (صلي الله عليه و آله ) به ارث مي رسيد.(37)

 

پي نوشت ها:

1 . معجم البلدان، ياقوت حمومي، ج 5و6، ص 417 .

2 . دانشنامه امام علي (عليه السلام)، ج 8، ص 355 (مقاله فدك) .

3 . همان، ص 351 .

4 . تاريخ الطبري، محمدبن جرير طبري، ج 2، ص 302و303؛ فتوح البلدان، ابوالحسن بلاذري، ص 42؛ السقيفة و فدك، ابوبكر احمدبن عبدالعزيز جوهري، ص 97 .

5 . الاحكام السلطانية، ابوالحسن ماوردي، ص 139 .

6 . تاريخ الطبري، ج 2، ص 302 .

7 . حشر (59) : 6 .

8 . تاريخ الطبري، ج 2، ص 302 .

9 . بحارالانوار، مجلسي، ج 29، ص 123 .

10 . همان، ص 116 .

11 . شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج 16، ص 236 .

12 . السقيفة و فدك، ص 98 .

13 . النص و الاجتهاد، سيد عبدالحسين شرف الدين، ص 61 .

14 . اسرا (17) 26 .

15 . شرح نهج البلاغه، ج 16، ص 268و275 .

16 . همان، ص 214و220؛ فتوح البلدان، ص 44 .

17 . احزاب (33) : 33 .

18 . فدك في التاريخ، شهيد سيدمحمدباقر صدر، ص 189 .

19 . براي اطلاع از مصادر اين حديث در كتب اهل سنت مراجعه شود به: فدك في التاريخ، ص 118 .

20 . مائده (5) : 55 .

21 . آل عمران (3) : 61 .

22 . موسوعة الامام علي بن ابي طالب (عليه السلام)، ج 2، ص 237 - 243 .

23 . شرح نهج البلاغه، ج 16، ص 273 .

24 . الاحتجاج، طبرسي، ج 1، ص 121 .

25 . شهيد صدر احتمالاتي چون دوري فدك از مدينه و امكان عدم اطلاع مدنيان و نيز احتمال كشته شدن شاهدان ا حتمالي را ابراز مي دارد . (فدك في التاريخ، ص 187) .

26 . شرح نهج البلاغه، ج 16، ص 217 .

27 . نساء (4) : 11 .

28 . شرح نهج البلاغه، ج 16، ص 218و251 .

29 . واضح است، با توجه به بيمناكي حضرت زكريا از وارثان فعلي خود، مراد او از ارث در اين جا ارث در امور مالي است نه ارث نبوت و حكمت كه اين دو قابل ارث نيستند و خدا به هر كس بخواهد عطا مي كند .

30 . الاحتجاج، طبرسي، ج 1، ص 144 .

31 . نساء (4) : 12 .

32 . شرح نهج البلاغه، ج 16، ص 216و219و225 .

33 . همان، ص 268و275 .

34 . همان، ص 221 - 223 . - 35 . همان، ص 218 .

36 . همان، ص 221 - 227 .

37 . فدك في التاريخ، ص 149 .

 

منبع:پرسمان، شماره 11.

 نويسنده - نعمت الله صفري

دسته ها :
دوشنبه هشتم 2 1393 12:20 صبح
افسران - چه حرف زيبا و پر از كنايه اي...
دسته ها :
دوشنبه هشتم 2 1393 12:16 صبح
افسران - به اين نكته توجه كنيم
دسته ها :
دوشنبه هشتم 2 1393 12:9 صبح
افسران - ظلم آمريكا...
دسته ها :
دوشنبه هشتم 2 1393 12:7 صبح
شهيد سوري و از اهالي شهر شيعه نشين نبل به نام شهيد حسن محمد كوركو در راه دفاع از حرم حضرت زينب (س) يه شهادت رسيد



افسران - شهيد سوري دفاع از حرم

دسته ها :
دوشنبه هشتم 2 1393 11:50 صبح
بزرگترين درس دفاع مقدس اين بود كه نشان داد،
يك ملت در سايه اتحاد،
ايمان و حسن ظن به خداوند متعال
و اعتقاد به صدق وعده الهي،
مي تواند از همه گذرگاههاي دشوار عبور


افسران - امام خامنه اي ...

دسته ها :
دوشنبه هشتم 2 1393 11:48 صبح
X